ماهها میگذره بدون اینکه پدر حال بچه هاش و بپرسه
که نگران این باشه که چی میخورن؟
لباس و کفش دارن؟
مریض نشده باشن؟
هوا گه سرد میشه مادرشون اینقدی پول داشته باشه درجه شوفاژ رو بالا ببره
اونوقت وقتی به بچه ها میگی ایران زلزله اومده، تو کرمانشاه زلزله اومده و کشته و زخمی زیاد بوده...
نگران میشن و میرن که احوال پدرشون و بپرسن
غیرت دخترای کوچک من از موجودی که ادای پدر بودن رو درمیاره بیشتره
برچسب:
نویسنده: آریا قنبریپور
"سلام
من یک کتاب مسافرم. همه جا سفر می کنم و دوستان جدید پیدا می کنم. امیدوارم که تو هم یه دوست تازه برای من باشی
اگر کتاب مسافری که دستتونه جلدش صدمه دیده، قبل از واگذار کردنش به یکی دیگه اون را با یک نایلون جلد کنید تا در ادامه سفر خراب نشه."
http://www.ketabemosafer.com
* دلم می خواد یه کتاب مسافر برسه دستم یا اینکه یه کتاب رو راهی سفر کنم
برچسب:
نویسنده: آریا قنبریپور
برچسب:
نویسنده: آریا قنبریپور
برچسب:
نویسنده: آریا قنبریپور
همین حالا تمامش کرده ام و اینقدر درگیرش هستم
که مغزم کار نمی کند. فقط می دانم که نه نوشتنش
راحت بوده و نه ترجمه
عنوان ترجمه فارسی
علیرضا
"بارها از زبان زنهای مستاجر که کنار حوض ظرف و لباس میشستند شنیدم که با ناباوری پچپچ میکردند: چطور منصور
برچسب:
نویسنده: آریا قنبریپور
برچسب:
نویسنده: آریا قنبریپور
برچسب: ماستاینجا,
نویسنده: آریا قنبریپور
برچسب: کتابداران,
نویسنده: آریا قنبریپور